برای اکثر طراحان و برنامهنویسان فرآیند شروع پروژه از مشتری آغاز میشود. او به شما مراجعه کرده و درخواست حل یک مشکل را دارد، این مشکل میتواند انتخاب رنگ، طراحی لوگو و حتی طراحی و پیاده سازی یک پلتفرم کامل باشد. چه فرآیندی برای حل مشکل دارید؟ درست است، هر مشکل راه حل متفاوتی میطلبد اما فرآیند چیزی جز راه حل است: فرآیند مسیریست که میتواند بررسی، پذیرش و حل مشکل را آسانتر کند. اما چگونه؟

قدم اول بررسی کامل مشکل است. شما باید با تمام وظایفتان در این پروژه آشنا شوید تا با شفافیت کامل به سمت پذیرش بروید. این جنبه از کار برای این نیست که راه حل پیدا شود و صرفا قبل از مرحله پذیرش و برای تحلیل این ۲ پرسش است:

  • آیا این مشکل با تواناییهای من حل میشود؟
  • آیا از نظر پول/زمان ارزش کافی را دارد یا خیر؟

چرا این پرسشها مهم هستند و چگونه پاسخ آن را پیدا کنیم؟

این مشکلات از این جهت مهم هستند که شما برای روزها، هفتهها و شاید ماههای آیندهی کاری خود تصمیم میگیرید و علاوه بر اینکه بخشی از زندگی این مدت شما خواهند شد، در رزومه شما نیز چند خطی را پر خواهند کرد. این اتفاق میافتد اگر بتوانید بهترین تصمیم را بگیرید. حال بگذارید به بررسی خود پرسشها بپردازیم.

آیا توانایی انجام این پروژه را دارید؟ اولین نکته این پرسش این است که چه توانایی برای انجام این پروژه نیاز است. باید نکته به نکته تصویر نهایی پروژه را بررسی کنید از نظر زمانی با نیازها تطبیق دهید. فرض کنید از شما خواسته شده رابط کاربری برای یک اپلیکیشین موبایل طراحی کنید، در این صورت شما باید با طرح پرسشهایی نیازسنجی کنید.

  • پلتفرم این اپلیکیشن چیست؟
  • آیا نیاز به نسخه تبلت دارد؟
  • آیا نیاز به طراحی آیکن دارد؟
  • آیا باید انیمیشینها را خودم اجرا کنم؟
  • آیا مشتری نیاز به پروتوتایپی از طراحی من دارد؟

این پرسشها میتواند مشخص کند شما توانایی انجام پروژه را دارید یا خیر. زمان مورد نیازتان رو مشخص خواهد کرد و به شما نشان خواهد داد چه نیازهایی برای تکمیل این پروژه دارید. قرار نیست جواب همهی سوالها مثبت باشد، قرار نیست شما همیشه به همه چیز تسلط داشته باشید تا پروژهای را قبول کنید، هر پروژهای در هر صورت یک صورت مسئله جدید است و نیاز به راه حل جدیدی دارد. ولی باید ریسک تصمیمات را بپذیرید. قبول کردن طراحی پروتوتایپ یا انیمیشن با این تصور که «مگر یاد گرفتن نرمافزار After Effects چقدر زمان میبرد؟» کار اشتباهیست. همچنین این تصور که طراحی اپلیکیشنهای اندروید و iOS درست شبیه هم هستند. این را هم بپذیرید که میتوانید دانش خودتان در مورد طراحی اپلیکیشنهای یک پلتفرم را با کمی زمان به پلتفرم دیگر بسط دهید ولی یادگرفتن یک نرمافزار یا زبان برنامهنویسی جدید در طول انجام پروژه ریسک بالایی دارد و احتمال شکست را برای پروژه تا حد زیادی افزایش میدهد.

پرسش دوم به موضوع ارزش پول/زمان میپردازد به این معنا که آیا با توجه به زمان انجام پروژه و مبلغ تعیین شده، این پروژه ارزش پذیرفتن را دارد؟ شاید به نظر سوال سادهای بیاید ولی به جنبههای مختلف این پرسش نیز توجه کنید:

  • آیا مشتری شخص یا شرکت معتبریست؟ اگر جوابتان مثبت است میتوانید کمی پول رو با اعتبار مبادله کنید، نام یک شرکت معتبر در رزومهتان بیشتر از اندکی پول میارزد. شاید اگر شخص یا شرکت خاصی باشد حاضر باشید با کمترین مبلغ و حتی رایگان آن کار را انجام دهید. در هر صورت در پایان کار کسی نخواهد پرسید چقدر پول گرفتید، نکته اصلی این است که یک مشتری خوب شما را انتخاب کرده.
  • آیا زمان پروژه منطقیست؟ مشتری پروژه را برای زمان مشخصی نیاز دارد و این تصمیمشان منطقیست، مثلا نمایشگاهی در پیش دارند. شما باید در نظر داشته باشید که این زمان منجر به شکست نشود، شاید بتوانید پول بیشتری طلب کنید و از آن پول برای کمک گرفتن از شخص دیگری استفاده کنید. به هر حال هیچ وقت زمانی کمتر از زمان معمول را برای پروژه قبول نکنید، پول و توانایی موضوعات قابل حلی هستند ولی زمان چیزیست که صبر نمیکند.
  • آیا مبلغ پروژه منطقیست؟ اکثر مشتریان ترجیح میدهند مبلغی کمتر خرج کنند ولی شما نیز باید یک حد تحملی داشته باشید، طبیعیست در زمانهای سخت اقتصادی تصمیمگیری سختتر میشود ولی بدانید که این موضوع هیچوقت ثابت نخواهد بود.

با بررسی این پرسشها به این جواب خواهید رسید که آیا باید پروژه مورد نظر را بپذیرید یا خیر. حتما در شرایط خاص نکات تاثیرگذار دیگری نیز وجود خواهد داشت که حاصل تجربه انجام پروژه‌های متعدد است. همچنین خوشحال می‌شم پرسش‌ها و نکاتی که برای شما در پذیرش و انجام پروژه پیش اومده رو بخونم.